از ماست که بر ماست...

تنگ بلاغی را با هزاران سال تمدن و اسرار بی شماری در سینه آن در زیر خروارها آب دفن کردیم.

 

نقش رستم را با احداث راه آهن در مقابل آن مورد تهدید قرار دادیم.

 

نقش جهان ، میراثی متعلق به همه جهان را با کج سلیقگی و سوتدبیر سال ها اسیر بحرانی به نام جهان نما نمودیم و اگر دخالت های جهانی نبود ،امروزه دیگر حضور آن را در فهرست میراث جهانی شاهد نبودیم.

 

گوشه گوشه این مرز پر گهر را که سرشار از آثار گذشتگان است به راحتی حفاری نمودند و به تاراج بردند ولی آب از آب تکان نخورد و براحتی از آن گذشتیم.

 

مولانا را به مانند آب خوردن از ایران جدا کردند و بنام خود سند زدند بدون آنکه اندکی خم به ابرویمان بیاوریم ،همانگونه که مفاخر بسیاری از این آب و خاک را همسایگان به خود منتسب کردند.

 

خلیج همیشه فارس را به راحتی تغییر نام دادند ولی دریغ از تدبیر قاطع دولت های ایرانی که هرچه بود اعتراضات ایرانیان در سراسر جهان ، متجاوزان را مجبور به عقب نشینی کرد.

 

آری به دست خود فرهنگ و تمدن پارسی را زمین گیر کرده و به آن بی احترامی نمودیم و آنگاه به تمایش ضد ایرانی۳۰۰، توقیف الواح ایرانی در شیکاگو و فروش سر سرباز هخامنشی اعتراض میکنیم!!

 

براستی برای وجدان خود در برابر این همه تضاد و تناقض چه پاسخی داریم؟

 

 

/ 2 نظر / 11 بازدید
تنهاترین دل(ابتهال)

سلام من دلم گرفته دیشب یکی از دوستام منو تنها گذاشت و رفت بیاید وبلاگم خیلی بی وفایی کرد بی خداحافظی رفت [قلب شکسته] رفت رفت و همه ما رو تنها گذاشت رفت به اسمونا حالا که اینا رو مینویسم از ته دل دارم واسش گریه میکنم

....leila

salam,az hozore sabzet bi nahayat mamnoon ,hamintor az lotfet,man berozam,montazeram,bye