آبگیری سد سیوند و ....(۱)

درود

سرانجام کاری که نباید می شد  در حال انجام گرفتن است و چندان امیدی هم به انصراف از آن نیست.

بله،آنطور که از شواهد و قراین بر میآید در یکی دو ماه آینده باید شاهد زیر آب رفتن منطقه باستانی تنگ بلاغی و تهدید پاسارگاد ،آرامگاه کوروش کبیر بواسطه آبگیری سد سیوندباشیم. 

داستان پس از اظهارات دکتر فاصلی نشلی مشخص شد خاتمه خوبی نخواهد داشت.

لازم دیدم بیانیه ۵۹ سازمان غیر دولتی را که در مخالفت با آبگیری سد صادر شده است در این وبلاگ قرار دهم.البته این بیانیه برای چاپ در روزنامه جهان اقتصاد اندکی تلخیص شده است.با پوزش از دوستان

مخالفت 59 سازمان غیردولتی با آبگیری سدسیوند  

منتشره در ۸/۱۱/۸۵  جهان اقتصاد

 پس از آنکه وزیر نیرو از موافقت شفاهی سازمان میراث فرهنگی برای آبگیری سدسیوند خبرداد، 59 سازمان غیردولتی با صدور بیانیه ای مخالفت خود را با آبگیری این سد در محل تنگه باستانی بلاغی اعلام کردند.
اخبار دیگر حاکی از آن است که سازمان میراث فرهنگی هرگونه موافقت کتبی و شفاهی با آبگیری سد را تکذیب کرده است ولی کماکان ابهامات باقی است.
در بیانیه این گروهها می خوانیم:
همایش «آخرین دستاوردهای کاوش های باستان شناسی تنگ بلاغی» (شنبه سی ام دی ماه - دانشگاه تربیت مدرس) به نتایجی فراتر از آنچه انتظار می رفت منتهی شد. پیش از این از سوی معاونت سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری و رییس پژوهشگاه آن، دکتر طه هاشمی عنوان شده بود این همایش علاوه بر اعلام نتایج کاوش های باستان شناسان در تنگ بلاغی قرار بود به این پرسش پاسخ دهد که آیا از نظر باستان شناسان کاری در تنگ باقی مانده یا خیر، تا با بازتاب آن نظر از سوی سازمان به وزارت نیرو تکلیف آبگیری سد سیوند مشخص شود. گفتنی است بر پایه ی توافقی که میان وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی بسته شده است، برای نخستین بار در تاریخ ساخت وسازهای عمرانی کشور، یکی از کارفرمایان بزرگ دولتی برای گشایش طرحی نیازمند اجازه ی مسوولان سازمان میراث فرهنگی است. این فرصت طلایی که در پی فشار گسترده ی افکار عمومی نصیب سازمان مذکور شده، آن سازمان را در موقعیتی سرنوشت ساز و خطیر قرار داده است.
از مدتی پیش، هر چند این شایعه قوت گرفته بود که سازمان موافقت خود با آبگیری را به آگاهی وزارت نیرو رسانده است و سخنان غیررسمی مسوولان بلندپایه ی سازمان هم این نظر را تایید می کرد ولی همایش یادشده این فرصت را به علاقه مندان داد تا در فضایی رسمی و کارشناسی پی گیر موضوع باشند. این همایش برای سازمان نیز این حسن را داشت تا توپ اعتراض را به زمین باستان شناسان بیندازد چرا که اگر در آینده از سازمان انتقادی می شد مسوولان به نظر کارشناسی باستان شناسان استناد می کردند و خود را تبرئه می نمودند. اما:
1. در همایش یادشده برخی از باستان شناسان ایرانی - مستقیم و غیرمستقیم - به کارهای ناتمام اشاره کردند. در این باره سخن آخر را مطرح ترین باستان شناس حاضر در جمع، آقای رمی بوشارلای فرانسوی  که بالطبع درگیر تعارفات و محذورات با سازمان میراث فرهنگی نبود  عنوان کرد که بسیاری از سایت ها کاوش نشده باقی مانده و نیاز به پژوهش بیشتری است. از این رو این سخن مسوولان سازمان پس از همایش که بر اتمام کار همه ی هیات های باستان شناسی اصرار دارند (آقای رحیم مشایی، ریاست سازمان میراث فرهنگی در برنامه ی «نگاه» و آقای دکتر فاضلی، رییس پژوهشکده ی باستان شناسی سازمان در برنامه ی «صبح به خیر ایران» که در شب شنبه و صبح یکشنبه سی ام دی ماه و یکم بهمن ماه از شبکه ی یک سیما پخش شدند)، نمی تواند با واقعیات هم خوان باشد.
2. بر خلاف وعده های داده شده در پیش از برگزاری همایش و حتی در آغاز آن، بخش میزگرد و اعلام نتیجه گیری از همایش، به سخنان شماری از پیش کسوتان رشته ی باستان شناسی و مسوولان سازمان محدود شد و دکتر فاضلی با عنوان کردن این که گروهی از باستان شناسان در این همایش غایب هستند ، نتیجه گیری را به آینده موکول کرد.
3. اما نکته ای که بسیار مهم است و از سوی مسوولان سازمان نادیده گرفته شده و می شود این است که مساله ی کاوش ها در تنگ بلاغی تنها یکی از چندین آسیب ناشی از آبگیری سد سیوند است و دیگر آسیب ها نادیده گرفته شده، آن هم در شرایطی که متولی دیگری وجود ندارد. برای نمونه آیا مسوولان سازمان همان طور که به فکر وزارت نیرو و رفع مشکل آب هستند و حساب هزینه هایی که برای ساخت سد پرداخت شده را دارند نباید به فکر نابودی جنگل ها، مراتع، گنجینه های ژنتیکی و زمین های کشاورزی منطقه هم باشند؟ بر اساس نظر گیاه شناسان به علت بکر بودن تنگ بلاغی، گیاهانی در این منطقه وجود دارد که علاوه بر این که یک گنجینه ی ژنتیکی غنی هستند در صورت انجام مطالعات کامل بر روی آن ها می توان به نوع گل ها، درختان و پوشش گیاهی که در باغ های پاسارگاد وجود داشته، پی برد ولی با آبگیری سد سیوند این پوشش گیاهی نادر به زیر آب خواهد رفت. از سوی دیگر بر پایه ی نظر کارشناسی دکتر پیمان یوسفی آذری، مدیرکل دفتر جنگل های خارج از شمال سازمان جنگل ها و مراتع، با آبگیری سد سیوند حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هکتار مرتع و زمین مرغوب کشاورزی نابود می شود. این درختان به دلیل واقع  شدن در ناحیه ی رویش ایرانی - تورانی از نظر تنوع و ذخیره گاه ژنتیکی، منحصر به فرد و دارای اهمیت ویژه ای هستند و تخریب این جنگل ها به معنای فنا و نابودی کامل طبیعت منطقه است و حتی با صرف میلیاردها دلار هم امکان احیای این جنگل ها وجود ندارد، چرا که خاک منطقه آن قدر فقیر و خشک است که رویشگاه توان بازسازی خود را ندارد، زیرا شکل گیری جنگل در حوزه های خشک ایران بر اثر یک فرایند تکامل یافته چندین هزارساله است و از آن جا که پدیده ی آلودگی هوا اقلیم های خشک را خشک تر می کند برای جایگزینی این درخت ها چند صد سال زمان نیاز است - با این شرط که اقلیم تغییر نکند. بر این اساس حفظ و ارزش جنگل های ایرانی  تورانی این منطقه به همان درجه و حتی شاید مهم تر از جنگل های شمال باشد.
اما آن چه بیش از هر چیزی مایه ی نگرانی است آن که مسئولان استان فارس تلاش می کنند تا موافقت سازمان جنگل ها و مراتع و آبخیزداری کشور را برای قطع 8 هزار اصله درخت موجود در محدوده ی آبگیری سد سیوند جلب نمایند; موافقتی که می تواند سنگ بنای مخربی در کشور گذارده شود که حتی تصورش برای دل سوزان محیط زیست و منابع طبیعی غیرممکن است. بدعت ناگوار و مخربی که روند رو به تخریب منابع طبیعی را سرعت خواهد بخشید، چرا که از این پس هر سازمان یا نهادی با استناد به چنین عمل کردی، برای اجرای پروژه های خود درخواست مجوز قطع درخت خواهد کرد و دیگر هیچ سازمانی نمی تواند مانع از این روند تخریب شود. حداقل سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری قدرت مقابله با آن را نخواهد داشت.
بر بنیان نظرات کارشناسی و بر خلاف نظر مجریان سد، آبگیری سد سیوند بر کشاورزی منطقه نیز اثرات مخربی دارد و هزاران هکتار مرتع و زمین مرغوب زراعتی و خاک زیر آب دفن می شود، در حالی که تولید علوفه فقط یک چهارم ارزش مراتع است و سه چهارم ارزش آن مربوط به حفاظت خاک و جلوگیری از فرسایش و میزان نفوذ پذیری آب است.
هم چنین تنگ بلاغی به دلیل عبور عشایر منطقه و مسیر تاریخی عبور کاروان از اهمیت به سزایی برخوردار است. بسته شدن مسیر کوچ عشایر و به زیر آب رفتن یکی از استقرارگاه های کوچ نشینان در منطقه، از دیگر نتایج آبگیری سد سیوند است. با آبگیری سد سیوند مراتع عشایر که یکی از جاذبه های گردشگری ایران به شمار می رود نیز نابود می شود. مهندس  مختار نجفی کشکولی، مدیر کل امور عشایر استان فارس با تایید این مطلب و ضمن تقسیم عشایر به دو دسته مرتع دار و کوچ نشین می افزاید: این سد برای مرتع داران که از طایفه ی باصری هستند خطر بیشتری دارد چرا که مراتع و چراگاه های آن ها زیر آب می رود.
4. غیر از اهمیت باستان شناسی تنگ بلاغی آسیب های دیگری هم از آبگیری سد سیوند ناشی می شود که در رابطه ی مستقیم با وظایف سازمان میراث فرهنگی است، به واسطه ی آبرفتی و سست بودن خاک منطقه با بالا آمدن میزان آب زیرزمینی، زمینه برای آسیب رسانی به پی سازه های دشت پاسارگاد (اعم از کاخ بارعام، کاخ دروازه، کاخ اختصاصی، گور کمبوجیه، تل تخت و به ویژه آرامگاه کوروش که نزدیک ترین اثر به سد است) آماده خواهد شد. از سوی دیگر، افزایش رطوبت پس از آبگیری سد و تشکیل دریاچه ی پشت آن در درازمدت باعث تغییر اقلیم و آب و هوا (اکوسیستم) شده و آثار سنگی پاسارگاد را - که از جنس سنگ های آهکی و جذب کننده ی رطوبت هستند- از بین خواهد برد. رطوبت، اثر مستقیمی بر این آثار داشته و مسائلی چون رویش گیاهان در لابه لای سنگ ها را به دنبال دارد.
آثار پاسارگاد فرسوده تر از تخت جمشید هستند و ارتفاعی نسبت به دشت ندارند و به همین دلیل آسیب پذیری آن ها بسیار بالا است. پیش از این تصور می شد که بتوان با استفاده از فن آوری از آسیب های ناشی از رطوبت جلوگیری نمود اما اکنون مشخص شده که این امکان وجود ندارد و ضرر ناشی از رطوبت بر روی سازه های پاسارگاد در درازمدت قطعی است. فراموش نشود در بیشتر مواقع جریان بادی از سمت دره و کوهستان بلاغی به سمت پاسارگاد می وزد و در صورت ایجاد دریاچه ای در آن جا بادی که از آن سو می وزد رطوبت دره و دریاچه را به پاسارگاد منتقل خواهد کرد. با افزایش رطوبت «رو زمینی» و «زیر زمینی» بر میزان رشد گلسنگ ها که یکی از عوامل فرسایشی سازه های سنگی است، افزوده خواهد شد. فراموش نشود وسعت این سد و آبگیری آن به گونه ای است که آب آن تا 50 سال آینده تخلیه نمی شود.
هم چنین دریاچه ی ایجادشده به عنوان یک مکان تفریحی محسوب خواهد شد و رفت وآمد ماشین ها و افراد سبب آلودگی می شود. کوهستانی بودن منطقه و بارش باران، آلودگی ها را به بسیاری از مناطق دیگر منتقل می کند که این پدیده از عوامل تخریب آثار به حساب می آید (بلایی که بر سر سنگ نگاره ی بیستون آمد و در عرض چند دهه به اندازه ی چند هزاره آسیب دید).
به هر رو اکنون در شرایطی قرار داریم که سازمان میراث فرهنگی می تواند به یاری افکار عمومی خواهان عقب انداختن یک ساله ی آبگیری باشد تا بتوان در فضایی کارشناسی تر و با رفع همه ی نگرانی های ناشی از آبگیری (نه فقط اتمام پژوهش در تنگ بلاغی)، درباره ی لزوم آن به سخن گفتن پرداخت. به گمان ما این، راهی میانه است که بار اجرای آن اکنون بر دوش سازمان میراث فرهنگی است و آن سازمان با ارائه ی این درخواست به وزارت نیرو می تواند خود را همراه با همه ی دوستداران میراث فرهنگی قرار دهد.

/ 0 نظر / 30 بازدید