7 هزار سال  تمدن پرافتخار ایرانی , پر!!

تنگ بلاغی در سینه سیوند به ابدیت پیوست

خبر کوتاه بود و با شنیدن آن غمی غیرقابل توصیف برجان ها نشست.

سیوند آبگیری شد. 7 هزار سال تاریخ و تمدن پرافتخار پارسی در سینه سیوند وزیرخروارها آب به ابدیت پیوست تا شاید سالیان آینده فقط نامی از آن باقی بماند و عرق شرمی بر پیشانی مان.

راستی هنوز باورکردنی نیست که با دست خودمان گذرگاه شاهی را به زیر آب فرستاده باشیم و چه راحت آن را به انجام رساندیم.

تاریخ و افتخاراتی را که هر ملتی با چنگ و دندان تلاش می کند تا آن را به ملل دیگر عرضه و آن را مایه مباهات و با اتکای به آن خود را صاحب فرهنگ و تمدن معرفی نماید چه راحت فراموش کردیم و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است!

آیا همه افرادی که دخیل در این ماجرا بوده اند لحظه ای به این موضوع اندیشیده اند که در برابر آیندگان چه پاسخی دارند؟

وقتی فرزندانمان از ما بپرسند توئی که این همه دم از تاریخ, تمدن و افتخارات ایرانی می زنی چرا تنگ بلاغی را حفظ نکردی؟

سوال کنند که آنهمه در برابر فیلم 300 اعتراض کردید ولی چرا خودتان در داخل , میراث گذشتگان را پاس نداشتید؟

مگر حرمت امام زاده با متولی نیست؟

حقیقتا در برابر سوالات فوق چه پاسخی برای فرزندانمان داریم؟

جز آن که عرقی از شرم در پیشانی مان بنشیند و پاسخی برای اعمال و رفتارمان نداشته باشیم؟

امروز گذشت, شاید چند سازمان غیردولتی, چند فعال حوزه حفظ و حفاظت از میراث ملی, تعدادی از ایران دوستان و تنی چند از فعالان عرصه رسانه ای اعتراض نمایند و چون دیگر کار از کارگذشته آنها نیز پس از چندی خود خسته شده و ساکت شوند ولی آیا نابود کردن میراث ملی به همین راحتی است؟

وقتی در دیدار نمایندگان 70 سازمان غیردولتی با دفتر مقام معظم رهبری , قرار بر این شد که از سوی دفتر معظم له هیاتی برای بررسی موضوع تشکیل شود, آبگیری سد پیش از آغاز فعالیت این هیات و ارایه نتایج و بررسی ها چه معنی می دهد؟

آیا حتی به جهت حفظ شان دفتر مقام معظم رهبری نیز , نمی بایست وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی کمی از تعجیل خود برای آبگیری سد می کاستند و منتظر آغاز فعالیت آن هیات می شدند؟

وقتی قائم مقام سازمان میراث فرهنگی معترضان به احداث و آبگیری سد را متهم به سیاسی کاری می کند, آبگیری سد قبل از آغاز به کار هیات موصوف نوعی سیاسی کاری و بی اعتنای به حقوق مردم و میراث نیست؟

 

آری این نیز گذشت و معترضان به انواع و اقسام اتهامات نواخته شدند صرفا به دلیل آنکه عاشق ایران بودند.

ولی غرق کنندگان تنگ بلاغی را به خدای خود واگذار و روانه دادگاه وجدانشان می نماییم تا ببینیم در برابر آن چه پاسخی دارند.

در حاشیه : این مطلب را برای روزنامه نوشتم و در زمان نوشتن آن هیچ گاه باور نداشتم که واقعا تنگ بلاغی زیر آب رفته باشد و اتفاقی به این راحتی روی داده باشد

/ 2 نظر / 15 بازدید
حمید

دست رئیس جمهور درد نکنه! از اینهمه گفتن این نیز بگذرد و باید به وجدان طرف واگذاریم خسته ام! اما نمی دانم واقعاً چه باید کرد! از مردم دارم قطع امید می کنم

هرمز مميزي

سلام / به اميد روزی که ايران دوستان حکومت کنند